چه زیباست بخاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن ای کاش می دانستی بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه ناشکیباستآغوشم برایت باز شد، چه ابلهانه... با تو خوش بودم، چه کودکانه...
همه چیزم شدی، چه زود... به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی، چه ناجوانمردانه...
نیازمندت شدم، چه حقیرانه... واژه ی قریب خداحافظ به میان آمد، چه بی رحمانه...
و من سوختم، چه عاشقانه



من در این گوشه ویرانه به تنهایی خود می نگرم. مرا یاد کن که دیری است از خاطره ها رفته ام مرا به سوی خود بخوان.بگذار سخن بگویم که روزگاریست مهر خاموشی بر لب زده ام و در هیاهوی بی کسی گم گشته ام. دستانت را به دستانم بسپار که دلم هوای تو دارد. مرا به حال خود رها مکن. آخر شکسته بال پروازم. محتاجم، محتاج همراهی تو
*****
نمی دانم هنگام فراق و غربت بگریم یا بخندم ولی با اطمینان از فرسنگها فاصله ها به تو می گویم که عزیزم یادت همیشه در ذهن من خواهد ماند و تا همیشه دوستت دارم

آن کس که می گفت دوستتم دارد عاشق نبود که به شوق من آمده باشد، رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه میرفت. صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان می کردم می گوید: دوستت دارم
*****
در چشمانت چیست که مرا به سوی خود می کشد؟ در گرمی دستانت چیست که دستهایم آنها را می طلبد؟ در آیینه چشمهایم بنگر چه می بینی؟! آیا می بینی که تو را می بیند؟! صدای تپش قلبم را می شنوی که فریاد می زند... دوستت دارم

زمانی که فکر می کنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداره....
یکی یه گوشه دنیا هست که واسه دیدنت لحظه شماری می کنه
*****
گرمی دست هایت چیست که دستهایم آنها را می طلبد؟
در آینه چشم هایم بنگر چه می بینی؟
آیا می بینی که تو را می بیند؟
صدای طپش قلبم را می شنوی که فریاد میزند دوستت دارم؟
دوستت ندارم که بگویم دوستت دارم.دوستت دارم که بدانی دوستت دارم
EMAIL:ALIREZA278@GMAIL.COM